معاصر تمام مرگ های اطرافم هستم

خرید بک لینک

با خودکشی هزارنهنگ معاصر بوده ام

با زایمان چندین مار و پوست اندازی هشتاد گربه

درست نمیدانم باچند باران خیس شده ام

چند حبه تگرگ شیرین مثل نقل عروسی به سرم کوبیده

هرچه هست بیشتراز هزار حبه باید باشد

چندقطره بیشتراز دریای سرخ

اشک شادی و اندوه از جمجمه ام چکیده

نمیدانم اصلأ نیازی هست

از تمام اتفاقات معاصرم یک نسخه بهعنوان مدرک تهیه کنم

مدرکی که بعدهابرای اثبات زنده بودنم ارائه کنم

مدرکی که انسانهای زنده ازیک زنده دیگر میپذیرند

گفتند مرگ حق است

نگفتند زندگی قبل از مرگ هم حق است یا نه

ازتمام حق های دنیا

مرگ تنهاحقی بود که بااحترام کف دستم گذاشته شد

زندگی حق نبود ولی ثابت کردنش تنها کار مهم زنده ها درایام زندگی بود

تمام عمرمن به ثابت کردن زنده بودن گذشت

برای اثبات زنده بودنم حتماً باید میمردم

بعداز چند خودکشی ناموفق وناشیانه

توانایی اثبات زنده بودن را هم ازدست دادم

یا شاید یکی ازآن خودکشی های ناموفق

ناگهان به موفقیت نسبی رسیده است

یک خودکشی فانتزی که مرگی ناقص به همراه داشته

درحال حاضر چیزی که به دست دارم

یک جسم و حجم بدون صدا و جان

که فضای محیط را بی دلیل اشغال وبه جسم خود اختصاص داده

گویا به غیراز زندگی

مرگ هم حق من نبود

نمیدانم حق من ازمرگ را اشتباهی کف دست چه کسی گذاشته اند

هرچه هست

جایی بین زندگی و مرگ

بدون بودن

معاصر تمام مرگ های اطرافم هستم

تاشاید آن غریبه ای که سهم من ازمرگ را اشتباهی کف دستش گذاشته اند

و اهالی شهر پیکرش را به دوش میکشند را بیابم

شاید در لحظه آخر توانستم سهم خودم را بدست بیاورم

بدون اینکه روز رفتنم فرا رسیده باشد....

نوشته شده در جمعه بیست و یکم آذر ۱۳۹۹ساعت 2:31 توسط رضا پیر حیاتی|

به نام کوچک فرزندانم...

ما را در سایت به نام کوچک فرزندانم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 93 تاريخ: جمعه 13 فروردين 1400 ساعت: 4:04

صفحه بندی