ناله و وخاکستر فرشته ها

خرید بک لینک

بیا زیرپوست پیشانی ام

کوچه ای . شهری . جهانی بدون خورشیدبناکن

تامجبورنباشیم بعدچندطلوع و غروب

بعدازاینکه چندبار سمت راستمان زردشد

بعدازاینکه چندبار سمت چپ آسمان سرخ شد

بادست خود در رابه روی هرکه گفت فرشته ام بازکنیم

فرشته ای که خاک به روی مردمک مادرم بپاشد

که فرشته نیست

اصلا بناکردن شهرزیرپوست صورتم راکناربگذار

تابه حساب این فرشته ای که میخواهدپلک مادرم راببندد

رسیدگی کنم

من بالهای آن فرشته را خواهم سوزاند

که میخواهد

لبخندمادرم راخاکی کند

تاباآسمان سرشاخ نشده ایم

بیالااقل دهکده ای کوهستانی وپنهانی

زیرپوست پیشانی ام بناکن

دهکده ای بدون طلوع وغروب

دهکده ای بایک خانه قدیمی

تامادرم رازیرپوست صورتم درون آن خانه پنهان کرده

آرام آرام نشانی اش رابه فراموشی بسپارم

قبل ازآنکه ناله وخاکستر فرشته ها

دستم رابه آن دامان همیشه بلند برساند . . .

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر ۱۴۰۳ساعت 16:35 توسط رضا پیر حیاتی|

به نام کوچک فرزندانم...

ما را در سایت به نام کوچک فرزندانم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 15 تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 12:40

صفحه بندی