جوجه های مرده درون آشیانه ای اجاره ای

خرید بک لینک

سلام به بیداری با چشمان بسته

سلامی سرد به روزهای بی پایان بیداری

سلام به بیداری اتفاقهای تلخ شبانه هنگام افتادن

افتادن بیدرد و بیصدا از بلندترین شاخه درخت

به روی برگهای خشک و پوشیده ازبرف های کهنه

درون آشیانه ای اجارهای باچندین جوجه مرده

هنوز به دنبال هل دادن زمستانم

اما گلوله برفی زمستان

باچندین بار چرخش به روی برفها

هیولایی سردوسفیدشده که جهانم راباخود میبرد

قبل ازرسیدن هیولای سردوسفید کوهستان مرگ

جوجه های مرده ام رابا منقار

از آشیانه به بیرون پرت میکنم

میدانم امید احمقانه ای است

پرواز ناگهانی جوجه های مرده

هنگام پرت شدن از آشیانه اجاره ای

کوچکترین جنازه را ازلای جوجه ها جدا میکنم

به بهانه دوست داشتن به سینه ام می چسبانم

دروغ محض است

چون نه ازمرگ جوجه ها ناراحت هستم

نه از هجوم هیولای سردوسفید کوهستان مرگ

من فقط در زمستان های سخت

که صدای همهمه نحس کلاغهای جنگل درگوشم می پیچد

ازتنهایی میترسم

برای همین است که درکنجی از آشیانه اجاره ای

جوجه مرده رابه آغوشم میفشارم

وچشمهایم رامحکم میبندم

شاید دردتنهایی

یاهمان اتفاق تلخ شبانه را

کمتر حس کنم.....

به نام کوچک فرزندانم...

ما را در سایت به نام کوچک فرزندانم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 87 تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 16:32

صفحه بندی