من باگریز ناگزیر این رودخانه ها
این رودخانه های آبستن به هزار ماروماهی وبرگهای شناور
به سمت دریا
باید چیزی میفهمیدم
نه اینکه تنها
به تماشای رقص شکسته ی ماه روی آب اکتفا کنم
چه میشود کرد
که زور این ماه رقصنده وخیس روی آب
هزارباربیشتراز
من و مارها و ماهی ها بود
دراین میان
برگهای خشک و شناور به روی آب
از همه ما جلوتر بودند
وتا انتهای داستان
مشغول زخم زدن به بدن لخت
ماه رقصنده ی خیس و سفید بودند.....
به نام کوچک فرزندانم...ما را در سایت به نام کوچک فرزندانم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 110