روزی که جنازه مادرم گور را ترک میکند

خرید بک لینک

دهانت راباز کن

ای معده ی پراز خون و استخوان پوسیده

تکان آخر رابخور

تمام گورهای ناپیدای خودت را نمایان کن

تادرآن روز که تاابد شب نمیشود

نور وروشنایی و خشمی لطیف

از روزنه ها و شکاف ها و پنجره ها

به گودال های ساکت و تاریکت بریزد

تاجمجمه های بدون چشم و هزارساله

برای بندآمدن خون سرازیرشده ازکاسه چشمشان

برای پناه بردن به آرامش و تاریکی

پشت به آفتاب

روی شکم بخوابند

و کفن را مثل لحافی سیاه

تاابد به روی سر بکشند

درآن روز

جنازه, ی مادرم,

به همراه جنازه, ی چند پیامبرمنتظردیگر

خیس ازاشک خواهند شد

وبا برخورد نوک نیزه ی اولین اشعه آفتاب به صورتشان

ناگهان مثل درختی سحرآمیز

سقف گور را پاره کرده وبیرون میپرند

و تا انتهای آسمان

به دور خود چرخیده و بالا میروند

برای ساختن جنگل ابدی انتهای آسمان.....

به نام کوچک فرزندانم...

ما را در سایت به نام کوچک فرزندانم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 98 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:55

صفحه بندی