به نام کوچک فرزندانم

متن مرتبط با «درون» در سایت به نام کوچک فرزندانم نوشته شده است

خارپشت پیر درون قلبم را گم کرده ام

  • نیلوبلاگ

    یعنی چه یعنی الان همه چیزمرتب است یعنی دلتنگی و تنهایی و مرگ درست همانجایی که بایدباشند. هستند معلوم است که دربهترین نقطه قراردارند دراین دنیا حتی پیاز درجای مناسبی نیست اگرروزی رستاخیر و قیامت اعظم برپاشود خواهیدفهمید که حتی تخمه های درون کدو نوبت ایستادن درصف نوبت بیرون آمدن از گوشت تاریک کدو حتی نوبت خورده شدن بعدازاینکه تخمه ی آجیل شده اندرارعایت نکرده اند گول این صف منظم شان دراعماق کدو رانخورید تمام فریب های بصری درون همین نظم های نمایشی نهفته اند تنها جایگیری مناسب ازآن همین خارپشت پیر و...

    ادامه مطلب
  • آخرین بار ازدرون ماه

  • نیلوبلاگ

    با دل نهنگ تورا دوست داشتم نهنگی ایستاده روی آبنهنگی که شبهانگاه مسافران ساحل رابه هاله ماه خیره میکرد ازبس که ازدرون حلقه ی هاله با جیغ میپرید روی قله سفیدوبرف گرفته ی یک موج بلند می ایستاد ناگهان عمودی با دم به درون آب فرو میرفت میرفت و میرفت و درنور مهتاب گم میشد تنها لبخندی کمرنگ از لبهای زنانه نهنگ لای کفشهای موج میماندلبخندی زنانه بابوی دهان نهنگ عاشق همگی روی عکس ماه توی آب ایستاده و ذره ذره باموجهای کوچکتر به سمت مسافران ساحل می دویدند مانند پلنگی که گوشه ای ازدریارا مانند چادربه دندان گ...

    ادامه مطلب
  • یکی درون استخوان هایم آواز میu200cخواند

  • نیلوبلاگ

    یکی درون نای و استخوانهای من آواز میخواند یکی درون جمجمه و قوزک پایم یکی پشت زانوهایم دراز کشیده که کمی ازمن بزرگتر است فقط کمی خرس ماده ای که درون من دراز کشیدهxa0 درون مرا زخم کرده است باتمام حرکاتش مجبورم حرکت کنم گاهی هنگام خواب باعجله همراهش به...

    ادامه مطلب
  • جوجه های مرده درون آشیانه ای اجاره ای

  • نیلوبلاگ

    سلام به بیداری با چشمان بستهسلامی سرد به روزهای بی پایان بیداریسلام به بیداری اتفاقهای تلخ شبانه هنگامxa0افتادنافتادن بیدرد و بیصدا از بلندترین شاخه درختبه روی برگهای خشک و پوشیده ازبرف های کهنهدرون ...

    ادامه مطلب
  • شکسته شدن رکورد مرده شور درون ذهنم

  • نیلوبلاگ

    بدون کوچکترین توجهی به دریاکودکی تنها را نشسته روی شن های ساحل باقالبی یخ دیدمنوروگرمای آفتاب وشن های داغ ساحلآلتش را کش آورده وآویزان میکردxa0xa0بامالیدن یخبه سرعت آلتش را منقبض وجمع وجور میکردازاین باز...

    ادامه مطلب
  • آزادی درون پشگل گرد

  • نیلوبلاگ

    باسنگهای پیش پایمباسنگهایی که سرم راشکستندبادست های خودمهزاران شهر خون آلودباقلعه های سیاه وپیاده روهای سردوسنگی ساختمتاکودک گرفتارهمراهم را راضی کنمبرودودرون تمام دهکده های جهان غرق شودآنقدر عمیقکه ب...

    ادامه مطلب
  • لاک پشت پیرازدرون لاکش به آسمان پرتاب شد

  • نیلوبلاگ

    مثل یک لاک پشت پیردر آخرین روز زندگیمیان قلب تاریک اقیانوسبه دنبال یک کشتی جنگی غرق شده میگردمیک کشتی جنگی شکستهبا میلیونها سرباز خستهکه همگی کنار توپهای آماده شلیکگوش به فرمان آتشبه خوابی ابدی و دریا...

    ادامه مطلب
  • جیغ کشیدن درون خاک

  • نیلوبلاگ

    میخواهم صورتم را درون خاکی نرم فروکنمبرسرخاک جیغ بکشم وفریادبزنماین دانه های خاکپاهای هزاران رهگذر مرده استخوب میداند که فردا چه میشودوباید کدام سمتی برومخودم حدس میزنمصدایی ازدرون خاک خواهدگفتبرخلاف ...

    ادامه مطلب