
درونم پنهان شده اند مثل انگوری درون انگور دیگر دراین زمستان سخت و برفی بوران و یخبندان امانم رابریدهxa0 من گربه چرت های طولانی کنار شومینه ام که با چق چق جرقه های آتش نیز پلکم نمیپرد من طاقت خیابانی زاییدن را ندارم شک ندارم سرزا خواهم رفت زاییدن درجو...
ادامه مطلب
مادرم هنگام زاییدن من خیلی دستپاچه عمل کردهفقطبخاطر غذای روی گاز بودهچیزی که مشخص استچندلحظه زودترازجایش برخاستهشلوارش رابالا کشیدهوبه سمتxa0 صندوق پرداخت عوارض زاییدن دویدهاز کجا این همه اطلاعات میدانی...
ادامه مطلب