
بالاخره کلمه را به زور لگدهای گورکندرخواب ابدی و نچسب بعدازظهر فروکردندمگرمابه غیرازچندلقمه خاک سیاه چه خورده بودیمکه میبایست برای همیشه درچرت پاره بعدازظهر فروبرویمبدون خورشیدبدون پهنه ی میدان حتی بدون لاله و مادرم..... نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم فروردین ۱۴۰۱ساعت 21:14 توسط رضا پیر حیاتی| بخوانید...
ادامه مطلب
بی هدف درحال رانندگی بودم که ناگهان صدای جیغ زنی من رااز سیگار وموسیقی وبادخنک پائیزی که ازپنجره به داخل اتومبیل می آمد به وسط جهنم پرت کرد. کودک خردسال زن جوان بااتومبیلم برخوردکرده ومثل گنجشکی گرما...
ادامه مطلب