
بلاخره رسیدیمقدری طول کشیدومجبور شدیم مقداری غذابخوریم واندکی بخندیم وبخوابیماما بلاخره رسیدیمرسیدیم به نقطه ای که دیگرنیازنیستاندامها را یکی یکی به پزشک داد ورسید گرفترسیدیم به روزیکه ممکن است درخیابان چهره ای آشناببینیبعدکه دقیق میشویچندین عضو سابق خودت را میبینی که روی یکنفردیگر نصب شدهقدری شبیه خودت شدهاما انصافاً چقدرعضوهابیشتربه او می آیند توبلاخره رسیدیم به نقطه ای که میشود یکجا انسان را به بعدی واگذار کردچون دراین زمان دیگرنگهداری از پوست وگوشت و استخوان نیزلیاقت و شانس میخواهد و اجازه م...
ادامه مطلب
من نامی ندارمنام من سالها پیش مردهو الان ازخاک هم افتاده ترشدهمن رابه نام کوچک فرزندانم صدا بزنیدروی سنگ قبرم نیزبجای نام خودمنام کوچکترین فرزندم را بنویسیدتا همیشه جلوی چشمم باشدخیلی بدغذاست وشبها دی...
ادامه مطلب